محمد تقي جعفري

213

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

از واقعيات و قوانينى است كه با مشيت خداوندى در طبيعت جلوه گر شده است ، و من و تو بدون دگرگون ساختن شرايط مزبور ، در مقابل آن جلوه‌ها دست بسته‌ايم ولى موقعى كه من در ميان كوه‌ها بانگى بر مىآورم بدون ترديد عامل انعكاس صوت را بوجود آورده‌ام . بعبارت ديگر پس از آنكه من بانگى برآوردم نه تنها بروز انعكاسات آن بانگ ، يك حقيقت قانونى است ، بلكه ممكن است همان بانگ موجب بروز صدها حوادث زنجيرى شود و مطابق قوانين مخصوص به خود بجريان بيفتند . مسلم است كه در اين هنگام عامل اصلى آن حوادث زنجيرى من هستم . آيا اين پندار منطقى است كه شراب را من بياشامم ، فلان درخت مست شود من ظلم كنم ، كوه هيماليا شاخ در آورد من حقوق انسانها را پايمال كنم ، كهكشانها مسير خود را عوض كنند ترديدى نيست در اين كه هر انحراف از قانونى ، نتايج زنجيرى خود را بدنبال خواهد آورد ، اين ارتباط ميان علل و معلولات بوسيلهء عقل و وجدان و پيامبران و مصلحان و متفكران دائماً گوشزد مىشود . نمونه اى از آن آيات كه خدا را منزه و برى از ظلم معرفى مىكند ، بقرار زير است : پس از بيان نابود شدن قوم ثمود ، داستان فرعون و نابود شدن شوكت او را متذكر شده سپس مىفرمايد : 1 - * ( وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ) * ( 1 ) . ( و ما به آنان ستم نكرديم ، بلكه آنان بودند كه به خودشان ظلم مىكردند ) . 2 - * ( وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا ما قَصَصْنا عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ) * ( 2 ) . ( و به آنان كه به يهوديت گرويدند ، آنچه را كه پيش از اين داستانش را به تو گفتيم ، حرام كرديم و ما به آنان ظلم نكرده‌ايم ، بلكه آنان بودند كه بخودشان ستم

--> ( 1 ) هود آيهء 101 . ( 2 ) النحل آيهء 118 .